محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
635
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
ما حق داريم كه از اين داستان نتيجه بگيريم كه چون خداوند چيزى را حرام مىكند ، همزمان مالكيّت بهاى آن را نيز حرام مىگرداند ، از اينرو اسلام كسب جادوگران ، كاهنان و فاجران را نكوهش كرده است . در صحيح بخارى آمده است : « ابراهيم « 1 » ، مزد زن نوحهگر و زن آواز خوان را حرام كرده است . » « 2 » . و قول خداى تعالى : « وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ . » « 3 » . فَتَياتِكُمُ ، * يعنى كنيزانتان . و از ابن مسعود انصارى نقل است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بهاى سگ و اجرت زنا و پول واسطهگرى كاهن ( پيشگو ) نهى كرده است . » « 4 » . و حالات زياد ديگرى وجود دارد كه مردم بر خلاف شرع در اجتماعات اسلامى دادوستد مىكنند كه اين موارد در كتابهاى قانون و شريعت اسلامى به پيروى از مذاهب مختلف گسترده است . و اگر واجب است كه ما معترف باشيم ، فقها بر شرعى نبودن اين حيلهها اجماع ندارند ، پس بايد فراموش نكنيم آنهايى كه اثبات كردهاند ، اين موارد حيله را هدفشان اين نبوده است كه ماهيّت اخلاقى بودن آنها را ثابت كنند و بدان وسيله شكوك را از فاعلان آنها نفى كنند . بايد داشته باشيم و يا سزاوار است ، برگرديم به مثال عقد مخاطره ، يا فروش « عينه » « 5 » ، و آن حيلهء معروفى است كه بدان وسيله مىخواهند چهرهء زشت ربا را پنهان سازند و آن چيزى است
--> - التّمهيد ابن عبد البرّ : 9 / 42 ؛ الخلاف : 3 / 186 ؛ منتهى المطلب : 2 / 1010 ؛ شرح زرقانى : 4 / 395 ؛ سبل السّلام : 3 / 5 ؛ المعجم الأوسط : 1 / 280 ؛ بحار الأنوار : 9 / 232 . ( 1 ) - منظور ، ابراهيم نخعى است . ( 2 ) - ر ك : صحيح بخارى : 2 / 797 ، حديث 2161 ؛ فتح البارى : 4 / 460 ؛ سنن سعيد بن منصور : 4 / مقدّمه ، حديث 745 ؛ الدّرايه فى تخريج احاديث الهدايه : 2 / 172 ، حديث 833 ؛ تعليق التّعليق : 3 / 286 . ( 3 ) - نور ( 24 ) آيهء 33 : كنيزان خود را به خاطر متاع زودگذر دنيا مجبور به خودفروشى نكنيد ، اگر آنها مىخواهند پاك بمانند و هركس آنها را بر اين كار اكراه كند ( سپس پشيمان گردد ) ، خداوند بعد از اكراه آنها آمرزنده و مهربان است . ( 4 ) - ر ك : صحيح بخارى : 2 / 779 ، حديث 2122 و 2162 و 5 / 2045 ، حديث 5031 و 5428 ؛ صحيح ابن حبان : 11 / 562 ، حديث 5157 ؛ سنن دارمى : 2 / 332 ، حديث 2568 ؛ سنن ترمذى : 3 / 439 ، حديث 1133 و 1276 و 4 / 402 ، حديث 2071 ؛ مجمع الزّوائد : 4 / 87 . ( 5 ) - فروش چيزى را مدّتدار به مبلغى ( بيشتر ) در برابر مدّتى كه به انتظار پرداخت بهاى آن چيز مىماند .